عاشورا   

میدونم نوشتن این جور مطالب از من بعیده ولی خوب منم آدمم !

امروز تاسوعا بود . من خودم معمولا تو مراسم سینه زنی و هیأت و این حرفها شرکت نمی کنم ولی همیشه سعی کردم واسه خودم حرمت این ماه رو نگه دارم . هرچی باشه اسم ِ مسلمون رومونه.

با دوستم که صحبت می کردم بحث به همینجاها کشید و اینکه آدم باید توی دلش عشورا باشه نه اینکه لباسش سیاه.

دوستم حرف ِ جالبی زد ، گفت کسی رو میشناسم که همیشه مشروب میخوره ، حتی تو محرم ، ولی یه بار دیدم برا امام حسین گریه می کرد و از ته دل و صادقانه گریه میکرد. آدم باید دلش پاک باشه.

*یادمون باشه که اما حسین برای چی قیام کرد و فریادش چی بود.

**یادمون باشه همۀ بنده های خدا براش عزیزن جدا از اینکه به چی اعتقاد دارن یا چی کار می کنن.

لینک
جمعه ٢۸ دی ۱۳۸٦ - ٦:٥٤ ‎ب.ظ - کسری

   آپ !!!!   

سلام

خوب من یه مدتی سرم گرم کارها بود اینجا چیزی ننوشتم خوب آخه چیزی نبود که بنویسم !

جای همه خالی جمعه پیش ( ۷ دی ) با بروبچز زدیم به کوه ! گلابدره به کلک چال .

هوا خیلی خوب و آدم واقعا تأسف می خورد که باید به اون .... تهران برگرده !

در مسیر برگشت هم من تقریبا بیشتر راه رو سر خوردم

منتظر خبر های بسیار عجیب و باور نکردنی از من باشید !

لینک
جمعه ۱٤ دی ۱۳۸٦ - ٩:٠۳ ‎ب.ظ - کسری