Rest in Peace bro...   

میرم دانشگاه، گیر کردم تو انجام یکی از پروژه ها و وقت هم ندارم. میبینمش. با هم صحبت میکنیم، قدم میزنیم.

ازش کمک میخوام و قول میده برام چند تا مطلب بفرسته

خوشحاله که چند روز دیگه دفاع داره و فوق تموم میشه. تشویقش میکنیم برای دکتری

لبحند از رو لبش دور نمیشه

صبح میام دانشگاه، میبینم 3:30 صبح برام فرستاده، نوشته اونقدر گشتم تا برات پیداش کنم. خوشحال دست به کار میشم تا دوستم میاد....

" 6:30 پیداش کردن، از بالکن افتاده" دیگه نمیفهمم....

Arier Isaac

چند روز دیگه تولدت بود...روحت شاد پسر

لینک
پنجشنبه ٦ امرداد ۱۳٩٠ - ٦:۱٤ ‎ب.ظ - کسری