يه تولد   

یکی از اونایی که همیشه اینجا میومد و نوشته هامو می خوند ، دیگه نمیاد . همین برام کلی غصه داره.

در عرض 2 ماه ، 2 تا اشتباه بزرگ کردم و حالا باید تنبیه بشم ، اونم چه وقتی ، درست اول تعطیلی ها و وقتی قرار بود تمام تفریح و خوشی ها شروع بشه .

باید 1 ماه تحمل کنم ، تازه اونم با فکر اینکه آیا بعد از این 1 ماه میشه یا نمیشه ؟!  اونم منی که اگر و اما و شاید رو گذاشته بودم کنار !

البته حالا که قرار زندگی یکم از فانتزی بودن بیاد بیرون و واقعی بشه ، اینم  میشه جزئی از واقعیات در نظر گرفت . من تلاش خودمو می کنم که اگه اونجوری که من می خواستم پیش نرفت حداقل بعداٌ بتونم بگم که " سعیم رو کردم ، من سهم خودمو انجام دادم،ولی نشد "  و این نشدن از طرف من نبوده !

فکر کنم 2-3 ماه زیادی بهم خوش گذشته بوده ! 1 ماه هم میزاریم واسه خوردن ضدحال ! این که هر 2-3 شب یه بار یکی همه روز قشنگی که داشتیو رو سرت خراب کنه خیلی کیف میده :D  ( البته بهش حق میدم ، اعتراضی هم ندارم )!!!!

بهم ایراد گرفتن که اینجا جایی که آدم تمام زندگیشو بنویسه ؟!!

– خوب چرا که نه ؟ اگه از این 1000 بازدید که داشتم ، حتی 1 نفر بتونه با خوندن حرفام ، اشتباهات منو تکرار نکنه ، پس نوشتنم مفید بوده.

** نوشتۀ پست قبل برای الان نیست ، تاریخش میشه آبان 83 ! الان خبری از مرگ و اینا نیست ! اون موقع ها همیشه تنهایی میرفتم کافه نادری ، به شدت سیگار می کشیدم و می نوشتم . سیگار پشت سیگار بود که خاکستر می شد و کاغذ پشت کاغد که سیاه .

اتفاقاً از این یکی پشیمون نیستم ، اونم دوره ا ی از زندگی بود ، اگرچه یه سینه خراب و قلب ناراحت  برام گذاشت ، ولی امروز که اون نوشته ها رو می خونم ، از خوندنشون لذت میبرم .

--------------------------

من یه وبلاگ جدید راه انداختم ،شاید جالب باشه :

http://dark-magician.blogfa.com/

لینک
چهارشنبه ۳ امرداد ۱۳۸٦ - ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ - کسری