موضوع انشا : روز تولد خود را چگونه گذراندید ؟!   

خوب ، اینو با یکم تأخیر مینویسم چون واقعا این چند روز وقت نداشتم !

شاید باید مثل همیشه با این سوال شروع بشه که پرونده این 1 سال گذشته چجور بسته میشه. خدا رو شکر امثال میتونم بگم سال خوبی داشتم.

فقط اتفاقات خوب ، هرچند تجربه های تلخ هم همراهش بود ولی اونها هم نتایج بزرگ و قابل تأملی برام داشت.

بستن پرونده امسال و میزارم برای شب عید و میرم سراغ سه شنبه 2 بهمن 1386 :

- صبح با 2 تا SMS از کسانی شروع شد که اصلا انتظار نداشتم . فرض کنید صبح دارم آماده میشم برم سر ِ کار ، گوشیمو روشن می کنم و میبینم برام یه عکس اردک ِ از تخم دراومده فرستادن !!!!!!!

 

خلاصه 2-3 دقیقه کوَک کوَک کردم !

رفتم شرکت تا ظهر و هیچ کاری نکردم

ظهر اومدم خونه ، یه استراحت کوتاه و ساعت 4:30 رفتم دنبال یه دوست ( این داستانش خیلی جالب و خصوصیه ) . خلاصه رفتیمو ساعت 5:20 تالار وحدت بودیم.

بقیه بچه ها هم اومدن و رفتیم واسه نمایش ِ " افرا".

اجرای خوبی بود مثل همیشه از دیدن یه تأتر ِ قوی لذت بردم. از اوجا سوار شدیم به مقصد کافی شاپ !!!!

خلاصه اونجا من واقعا غافلگیر شدم چون انتظار نداشتم با انواع کادوهای گوناگون روبرو بشم که از تو کیف ها به روی میز منتقل می شد خوشمزه

تا 10 اونجا بودیم و سرود تولد برام خوندن و شب اومدیم خونه که حالا تلفن های راه دور شروع شد !

جالب ترینش نحوه تبریک گفتن کارن بود : " گوساله تولدت مبارک " !!!!!

خلاصه از خنده افتادم رو زمین .

از همه دوستایی که اونشب اومدن و این مطلب رو هم می خونن دوباره تشکر می کنم به خصوص یکیشون !زبان

یک تولد به یادموندنی برام ساختن.

یک دنیا ممنون

لینک
شنبه ٦ بهمن ۱۳۸٦ - ۳:۳٠ ‎ب.ظ - کسری