سردار سازندگی !   

خوب بالاخره پس از کش و قوس های فراوان من برای مأموریت رفتم کرمان !من و ریس اینا و 5-6 تا مهندس از مپنا و مشانیر و سازمان برق و . . .  هواپیما با تدابیر شدید امنیتی پرواز کرد چون نصف آدمهای مهم ِ صنعت برق کشور رو حمل می کرد !!تازه اجازه ندادن ما تو همواپیما کنار هم باشیم میگفتن تعادل مغناطیسی به هم میخوره سیستم های مخابراتی از کار میفتهخلاصه رسیدیم کرمان و رفتیم نیروگاه ، کار ِتست تابلو های 6.6 کیلو ولت شروع شد و همه چیز عادی و کسل کننده پیش میرفت .بعد از نهار همه تقریبا تو چرت بودن که نوبت استارت کردن پمپ های تغذیه شد : 3 ، 2 ، 1 و بوووووووووم ! یه صدای بلند و یه نور شدید . اون بنده خدایی که نزدیک تر بود از ترس سفید شده بود !

 

شل بودن یک پیچ باعث شد بین فیوز ها جرقه بزنه و باقی قضایا ، کلی جالب بود چون همچین اتفاقاتی کم پیش میاد.

روز دوم رفتیم ژنراتورهای اضطراری رو راه اندازی کردیم و در این فاصله من یواشکی از پست برق و ترانس 4 کیلو آمپر عکس گرفتم.

در کل خوش گذشت از اردوهای علمی دوران دبیرسان هم خیلی بهتر بود مخصوصا قسمت شب خوابیدن تو هتل !
لینک
جمعه ٢٤ اسفند ۱۳۸٦ - ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ - کسری