کسری !!!   

یکی از دوستام منو از رو نوشته هام توصیف کرده ، برای خودم که خیلی جالب بود :
*به نظر من تو تمام ِتمام صادق هدایت نیستی جز یه زمانهایی (وقتی نا امید میشی ) و بر عکس ِاون خیلی زود می تونی خودتو ازش دور کنی نا امید کامل نیستی اما وقتی نا امید میشی به مرز بدی تو زندگیت میرسی ولی خوشبختانه زود از اون دنیا می آیی بیرون و زودم فراموش می کنی این یه خصلته تو اِ در همه موارد زندگیت ...دلزدگی و دلسردی تو نوشته هات فقط ماله زمانیه که از یه چیز ناامید می شی این ناامیدی هم کوتاه مدته و( خوبه )
*برای ساختن جمله هات، فکر نمی کنی با احساست حرف می زنی و هر چی تو ذهنته میگی منتها با کلمه ها بازی می کنی چون ذهنت قابلیت نوشتن داره ...آهنگ نوشته هات درونی ِ مثل خودت (تو یه آدم درون گرا هستی اینو می دونستی ؟؟) چون دارای یه خود آگاهی هستی که هنوز داره دنبال یه چیز می گرده ، یه چیز که خوب باشه و بودنش اذیتت نکنه ...در غیر اینصورت می ندازیش دور مگر ازبودنش هنوز ناامید نشده باشی و بدونی یه سودی واست داره و تا اون سود رو ازش نگیری رهاش نمی کنی .
نوشته هاتم مثل حرف زدنته می خوای قشنگ باشه ..این باعث شده ( گاهی ) با دلت ننویسی 
می دونستی بعضی اوقات وقتی حرف می زنی خودت نیستی ؟؟................
*با نوشته هات می تونی راحت بری تو احساس آدما و می تونی تو احساسشون شریک بشی و اما فقط برای همون موقع ولی می خوای دیگران همیشه حستو بفهمن 
*گاهی دوست داری عذاب بکشی البته من اینطور فکر می کنم برای همین گاهی با غم می نویسی و خوبم خودتو به هم می ریزی !
*وقتی می نویسی تمام و کمال احساستو نمی نویسی دوست نداری همه درونت بیرون ریخته بشه من میگم یکم خود سانسوری داری ...........آره؟؟؟  
مغرور می نویسی و .............خوبه چون در عین همین غرور یه جاهایی راحت لهش می کنی 
* می نویسی می نویسی یهو ول می کنی چون نوشته هات بسته به احوالت داره فقط زمانی که دلگیری خوب می نویسی فقط می تونی از غم بنویسی ازرنج و ناراحتی من فکر می کنم وقتی می نویسی ناراحتیت بیرون ریخته میشه و حتی گاهی تموم میشه .
*یه چیز : تو احساساتی هستی اما نمی زاری احساس بر عقلت غلبه کنه ...برای تو حتی عشق هم حساب و کتاب داره 
*تو روح بزرگی داری اما............ نمی زاری همیشه مهر بون باشه (برای خودت ) منظورم اینه که با خودتم بد اخلا قی می کنی

لینک
یکشنبه ٩ تیر ۱۳۸٧ - ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ - کسری