یه روز خوب واسه پریدن...   

**یادم میاد ٢-٣ سال پیش بود فیلم " Milion Dollar Hotel " رو دیدم، صحنه اولش یه پسره خودش رو با یه شیرجه قشنگ پرت میکنه، همیشه آرزوشو داشتم و امروز بهش رسیدم.

ساعت 4 بیدار شدم، بازم بالشم از گریه خیس بود... بارون میومد، زدم بیرون زیر بارون تا یکم آروم شم - مگه میشه ؟ - . ساعت 5 پای کوه، رفتم تا ایستگاه و 2 و برگشتم، این همه فکر تو ذهنم اذیت میکنه :


Morteza : man fek mikonam in bf dge nadare
gold_ramesses: yani hessam i dar kar nist?
Morteza : man injuri fek mikonam
gold_ramesses: ru che hesab
Morteza : it's just my idea
bardashte man az raftar, masaeli ke gofti va hame chi
gold_ramesses: az koja akhe
jahanam dge, man mikham bavar konam ,yechizi roko rast behet begam
age ye ruzi che alan che 5 sal dge, befahmam inaii ke gofte dorugh bude
rag... mi... !

اگه شد من یه روز خیالم راحت باشه ! نمیشه که! نمیزارن !

ساعت 9:30 ایستگاه بانجی، فرم پرکردم، رفتم بالا و بالاتر ،فقط 40متر ؟ کاش بیشتر بود !

یه چند دقیقه اون بالا برای خودم گشتم تا گفت بیا، طناب ها رو بست، منو برد لبه سکو  - دلم میلرزید - در گوشم گفت " دوست دارم یه شیرجه قشنگ بزنی" . یه نفس عمیق . . . 1 2 3 و با دستهای باز . . .

بزار بهم بگن دیوونه، ولی یکی از لذت بخش ترین لحظات زندیگم همون 4ثانیه بود. بهش احتیاج داشتم، تا هفته آینده !

**نمیشه ، نمیتونم ، نمیخوام ! خدا رحم کنه که من به لغت آخری نرسم !

*** الان از کنسرت احسان خاجه امیری برگشتم، امشب " نشد " . . .

لینک
جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸ - ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ - کسری