بابا من نمیخوام بنویسم به کی بگم !   

*میشه من این چند هفته آخرو زندگی کنم ؟!

* این کامنت و دیدم کم آوردم ! : "شوالیه ها هیچ جا نمیرن همیشه هستند تا به دیگران کمک کنند حتی اگر کسی آنها را نخواد ".

یانا اومدی واسه من کامنت گذاشتی : "

khodkhahi cheshato koor karde
faghat mikhay azash fafar koni , to age vaghean kasi dus dashi baese arameshesh mishodi na vahshato tarsesh .
to az ashgh hichi nemifahmi va hichi ham nakhahi fahmid chon koori .
mese in mimone ke gol ro toye dasta feshar bedi , vali nemifahmi ke ba har feshar oon leh mishe az beyn mire . vojode gol ham baraye to ahamiyati nadare , khoshk bashe vali baraye to bashe ke dige oon moghe hich lotfi nadare
moteasefam baraye khodam ke mordam arzeshesh bishtare . :(
 من الان چی باید بگم؟ خودت خواستی هردوتامون خودخواه باشیم، مگه روز آخر بهم نگفتی ؟ من کورم ؟ آره دیدنت چشمامو کور کرد چیز دیگه نتوستم ببینم. . . شایدم نخواستم...
میدونی ، خوشحالم که آرامش و کنارم تجربه کردی، خودت دیگه نخواستی منو، منم مثل همیشه بهت گفتم " چشم " . خواستی برم باز هم گفتم چشم . وحشت و ترست مال شبهایی بود که از خواب میپریدی، ساعت 3 صبح بود ولی گوشی من روشن بود، نبود ؟
* اگه میدونستی 4شنبه که تو واسه نخوابیدن تلاش میکردی چی به سر من اومد، این حرفها رو نمیزدی، اینقدر بدون که مرتضی بعد از کوه که منو دید نگران شده بود میگفت ارزش داره از جونت واسش مایه گذاشتی ؟!
* من گل و نچیدم، نگاهش کردم و رفتم دیگه اینقدر اینو نگو .اون موقع که مال من بودی هم باز مراقب بودم دستم بهت نخوره چه برسه به اینکه بچینم... الان میگم دیگه  بابا برو مال خودت باش دیگه نمی خوام مال من باشی، برو زندگیتو بکن.چجوری دیگه بگم ؟
* دیشب یکی میگفت " اونم یه بلایی سرش میاد به خاطر کاری که با تو کرده مگه اینکه از ته دل بخشیده باشی" . تو مطمئن باش من تا وقتی که باشم هر روز برات دعا میکنم که آروم باشی، من ازت ناراحت نیستم که بخوام ببخشم،نمیتونم باشم! چیو ببخشم ؟!
* راستی من یه شرط بستم، اگه بردم که تیتر پست قبلی ! اگه باختم هرکدومتون میتونین یه چیزی ازم بخواین !
لینک
شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸ - ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ - کسری