قدم سوم   

اول جواب 1 کامنت :

من واقعا فکر می کردم نمیخونه قرار همین بود ! خوب اصولا زیاد میزنه زیر حرفش ولی اینبار قول داده دیگه بره ! آره از خدا فقط اونو میخواستم، شاید دیگه نه، دیگه هیچی نمیخوام...

برنامه بازی 1هفته افتاد عقب! ولی جالب تر شد :

کوهی شد که همیشه منو یانا میرفتیم، ساعتش هم هماهنگ شد. کسی که باید باهام بیاد هم معلوم شد !

اما بازی : من از پاین حرکت میکنم، یه مسیر رو آروم میرم میرسم جای مورد علاقم(با یه دنیا خاطره)20 دقیقه طول میکشه، میشینم، یه razor blade مخصوص و . . .

دوستم 30 دقیقه بعد از من حرکت میکنه، فکر کنم باید بدو ِ ! به من برسه دستمو ببنده، با توجه به فشار خون بالای من فقط 4-5 دقیقه وقت داره !

کسی شرط میبنده ؟!

فعلا 2 نفر گفتن که دوستم به من نمیرسه! این همه علاقه مند داره مردن من؟!

* اگه یه نفر بتونه بگه اون چی میخواست که من نداشتم و گذاشت رفت، ماشینمو بهش میدم !نگران

لینک
دوشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸۸ - ٩:۱٧ ‎ق.ظ - کسری