نحوه دیونگی کردن من !   

* امروز از اینجا میرم، فردا از این دنیا و پس فردا از خاطره ها . . . و از خاطر ِ تو که خیلی زود . . .

* اون روز که با خودم قسم خوردم اسم هیچکس دیگه رو نیارم، دست هیچکس دیگه رو نگیرم و . . .  ؛ یه لحظه شک کردم ، کسری مطمئنی ؟! و شدم و موندم و . . . فکر میکنی ون خط به ون عمیقی رو بازوم واسه چی بود ؟!

* زمزمه کردن اسمتو هنوزم دوست دارم، فکر اینکه شب بعد از صحبت کردن با من آروم می خوابیدی، فکر اینکه تو هم مثل من دلت واسه کوه رفتن پر میزد، اینا رو دوست داشتم . . . و همشو از دست دادم، چی واسم مونده ؟!

* وقتی تو نباشی، میخوام این دنیا نباشه . . . یه لحظه چشماتو ببند، فقط سیاهی، چی باعث میشه فکر کنی وقتی چشماتو باز میکنی  هنوز دنیا اونجا باشه ؟! وقتی میشه در یک چشم به هم زدن، همه چیزو از دست بدی؟

* دوست داشتم تا روز تولدم صبر کنم ، همیشه بهمن و دوست داشتم، به خاطر تولدم ، خودم، به خاطر کوه و به خاطر برف ولی دیگه اینام بهونه خوبی نیست . . . فقط تا اولین برف صبر می کنم . . . اولین برف

تو فیلم stay یه دیالوگ قشنگ هست :

Lila Culpepper: You know, the day I did it, I took two razorblades to the bathtub. You know why? Because I knew that once I started to bleed, I'd get weak. And I didn't wanna drop one blade and leave myself half done. Can you imagine that? Can you imagine hating your life so much that you'd wanna bring a backup razor?

کلی با این حال کردم

* بهت گفتم نمیخوام ببینمت شک میکنم . . . اونقدر اصرار کردی می دونستی هنوزم نه گفتن بهت برام سخته، ولی ممنون ، 3ساعت خوب داشتم، جایی بودم که دوست داشتم و با کسی بودم که دوست داشتم ، حرف زدیم و نمی دونستی تو اون کسری که جلوت آروم با یه لبخند نشسته بود چی میگذشت که بعدش واسه آروم شدن باید 4 ساعت قدم میزد و با صدای بلند با خودش حرف میزد !

* اینم چند تا چیزی که تازگیا دوست دارم و شایدم آخرین چیزا :

- با یانا برم کوه و زود خسته شه بگه بشینیم ! ( خوب این که تعطیل شد پس باید بگم دوست داشتم ؟)

- پشت ماشینم بشینم، لم بدم برم پایین ، یه سیگار روشن کنم با صدای بلند آهنگ گوش بدم  دیوونه تر بشم . . .

- شب برم تو محوطه تنهایی بلند بلند با خودم و اون بالایی ِ حرف بزنم بعد بیام خونه برم زیر دوش ِ آب سرد !

- بشینم لبخند آخر Kevin Spacy رو تو فیلم American Beauty  ببینم . یا سکانس اول فیلم  million dollar Hotel که پسره از پشت بوم میپره !

* یکی زنگ زده میگه کسری هرچند وقت یکبار همه چیزو بریز دور پاک کن از نو، گفتم دارم همین کارم میکنم ! گفت " مرتیکه احمق نگفتم خودتو از صفحه روزگار پاک کن "‌ !!!

* سارا : نه تو خودتو نمی کشی ! البته اگه اندازه من دیوونه باشی میتونی (هستم ؟) که بیشتر هستی ! در نتیجه رگ نمی زنی، یه کار هیجانیتر میکنی. . . یه روش خودکشی تو کوه شاید بد نباشه ... (دمت گرم آخه تو چه جوری ذهن منو میخونی؟)

* خیلی احتمال اینکه دوباره بنویسم کمه حتی در حد ِ 1 % هم نیست، پست بعدی میره واسه صبح روز کوه رفتنم ( روز آخر )، مگه چی بشه ! ( امیدوار نیستم، شما هم نباشین )‌!

* E-mail من گوشه وبلاگ هست، اگه کسی طلبی دلخوری چیزی داشت خواست تا فرصت هست فحشم بده خوشحال میشم !

 

لینک
سه‌شنبه ۱٩ آبان ۱۳۸۸ - ٦:۳۸ ‎ب.ظ - کسری