هر وقت منو خواستی بيا !!

بازم قسمت شد بنويسم ٬البته بعيد بود !!

ترم ۶ دانشگاه شروع شده و منم مجبورم بازم درس بخونم ٬ عجب عذابی .

شايد نوشتن اينجا رو ادامه بدم با تفکری جديد و نظری جديد ٬ تا چه پيش آيد . . .

/ 3 نظر / 9 بازدید
somy

شما تازه داره ترمتون شروع ميشه؟؟؟!!! ای بابا!!!

maryam

سلام آقا کسری...کل وبلاگت رو خوندم يکم غم انگيز بود با اينکه خودم دخترم اما بايد بگم که در اين اتفاق بيشترين تقصير شايد با اون خانومی باشه که با اينکه می دونست می خواد يه روزی ترکت کنه اما اين دوستی رو شروع کرد چقدر از آدمايی که انقدر راحت به خودشون اجازه ميدن با احساسات کسی بازی کنند بدم مياد...فکر نمی کنم اصلا ارزش غصه خوردن رو داشته باشه اما بدون تو هم مقصر بودی بايد به آخرش هم فکر می کردی....موفق باشی

فرنی

واقعا راس می‌گی، چون نوشتن انگاری وصله به قسمت و شانس آدم! گاهی آدم خودشم فکر می‌کنه دیگه عمرا نمی‌نویسه! ولی حسش که باشه، می‌نویسه، چون باید بنویسه و گرنه می‌میره! ... درس خوندن عذاب نیس، خوندن یه مشت اراجیف عذابه جدا! درسای ماهم که چیزی خارج از دایره این اراجیف نیست! ... چه خوب که تفکر جدید آدم رو تکمیل کنه... ... هر وقت منو خواستی بيا !! حالا قضه این تیتره چیه ؟!