تو اگه خواستی بودی موندنی ترین بودم

**شب که میشه ، غروب غم دوباره              دلت میخواد ، گریه کنی بباری

یه شب دیگه هم میگذره ، دوباره افتادم تو ورته سقوط ، دوباره چشمامو که باز می کنم فقط سیاهی میبینم ، سیاهی ِ دنیایی که با هزار تا خورشید هم روشن نمیشه . . .

**اشک توی صورتم شده دونه دونه ، هیچ کسی قدر دل ِ منو نمی دونه

تازه یاد گرفته بودم تو قاعدۀ این دنیا نقشمو بازی کنم ولی نمیشه ، نمی ذارن ، پیش نمیره. .

تو خونه نمی تونم بمونم ، شب از سر ِ کار بر میگردم ، یا میریم قهوه خونه ، یا اونقدر می خورم که عقل از سرم بپره ، ۱-۲ ساعت می خندم و همه که خوابن برمی گردم خونه ، آهنگ گوش میدم و به پهنای صورتم اشک میریزم . . .

** نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ولی باران نمی داند که من دریایی از دردم به ظاهر گر چه می خندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم.

می ترسم به دوستام زنگ بزنم ، از صدا می فهمن که اوضاع مرتب نیست و نگران میشن ، همدمم شده این وبلاگ و چند سطر نوشتن که شاید ۵ دقیقه آرومم کنه. دارم کجا میرم ؟! خودمم نمی دونم

 

/ 5 نظر / 8 بازدید
منا

خیلی گیجم باورم نمیشه کسرای چند روز پیش با اون همه شادی باز داره خودشو نابود میکنه کسرایی که من پارسال با سختی رو به راهش کردم نباید اینجوری میشد این یعنی بی عرضگی من که فقط تونستم موقت روحیتو عوض کنم حالا چی شده که گل من داره اینجوری خودشو پر پر میکنه؟ اون که میگفت وابستگی توهمه حالا داره با خودش چی کار میکنه؟ چی شده که اشکاش داره مثل بارون میباره؟ اون کی بوده که قدرشو ندونسته و عذابش داده؟ عزیزم برات دعا میکنم واسه گل مهربونم دعا میکنم که رو پا بایسته که خودشو تو مرداب این روزگار غرق نکنه و بدون همیشه تا اخر دنیا یکی هست که همیشه به فکرته همیشه کنارته هرچند که ازت دور باشه همیشه خاطره های نابت تو زندگیش نقش داره شاید یه روزی یه جایی همینا از تنهایی برات بهتر بود دوستت دارم عزیز ترینم مراقب خودت باش تو مال خودت نیستی سهم بیشترت مال منه یه جورایی امانت منی که دست خودت سپردمت چون من بیشتر به فکرتم تا خودت و من بیشتر دوستت دارم تا خودت یادت باشه سیگار و مشروب نه!

ساناز

وای وای وای[عصبانی][عصبانی] تو ام از اونایی که لالایی واسه دیگران می گن ولی به خودشون می رسه خوابشون نمیبره اره؟؟؟؟ اصلا از این حرفایی که تو وبلاگت می زنی خوشم نمیاد[قهر][قهر][قهر] هر وقت مطالب خوب نوشتی بیا بهم بگو بیام مراقب خودت باش داری از دست میری یکم از من یاد بگیر ببین چه محکمم[گل][گل][گل][گل]

ساناز

یه نگاهی به پشت سرت بنداز ببین چه خوش بودی نمیخوام سرزنشت کنم خودم کشیدم میدونم همه آدم و سرزنش میکنن خیلی سخته فقط می خوام ازت خواهش کنم برگردی و شاد زندگی کنی واقعا الان که اینارو می نویسم احساس می کنم خواب می بینم زود تر برگرد[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

میرا

واقعا نباید هم جرات داشته باشی به دوستات زنگ بزنی . یک ماجرای کوچک را اینقدر بزرگ کردی که بگذاری نابودت کند ؟؟؟؟؟؟ شما پسرها تا ابد بچه می مانید

فرنی

دقیقا معضل همینه، ما به کجا می‌ریم! همه این کارا رو ظاهرا انجام می‌دادی که اضاع نامرتبتو سامان بدی، از روشی کاملا احمقانه و بچگانه! خود گول زنی! خود خر کنی! روش ساده یی ولی خب، ... دنبال یه راه درست باید گشت، اینطوری معلق میزنی رو هوا تا هیچ جا...