زیر آسمان ترکیه ( قسمت اول )

 بعد از تأخیری طولانی الان فرصت شده که راجع به سفرم بنویسم. میگن ترکیه که نشد جا ولی به نظر من هر جایی ارزش یک بار دیدن رو داره.

• پنجشنبه 1 فروردین

ساعت 14:45 فرودگاه امام خمینی – تقریبا 3 ساعت مدت پرواز با هواپیمایی ِ  بسیار مزخرف کاسپین – 17:30 فرودگاه آتاتورک
ساعت 10 شب رسیدیم هتل " شیشلی " و کل برنامه روز ِ اول شامل یه دوش و شام شد !

• جمعه 2 فروردین

خوشبختانه هتل ما در یکی از محله های شمال شهر بود و دسترسی به مترو بسیار ساده. نزدیک هتل ما مرکز خرید " Gevahir " بود که میگن بزرگترین تو خاور میانه هست . 6 طبقه و دو یال از دو طرف گسترده. واقعاً بزرگ بود. همه مارک های معروف مثل Nike و ... اونجا شعبه داشتن با چه قیمت هایی ! تنها خوبیش فروشگاه زنجیره ای " Migros " بود که خیلی به درد خورد !2cftj7.jpg

بعد از اون میدان " Taqsim " بود که معروف ترین میدان استانبول هست و باکلاس ترینش ! همراه یه انشعاب به اسم خیابون " Istikhlal " که یه جورایی مثل ولیعصر خودمونه فقط ماشین توش نیست !
اون روز رو تو میدون و خیابون سپری کردیم . غذا خوردیم ، نقشه شهر رو خریدیم و . . .

• شنبه 3 فروردین

ما یه گشت همراه تور داشتیم، رفتیم مسجد " ایا صوفیا ( سلطان احمد ) " و بعدش رفتیم مرکز خرید " Olivium " بعد هم خرید چرم ! تقریبا میشه گفت نصف روز تو راه بودیم و وقت تلف شد !
مسجد ایا صوفیا واسه رو کم کنی روبروی کلیسایی به همین اسم ساخته شده و6 تا گلدسته داره. توی میدونی که این 2 تا هستن ، یه چشمه هست که آلمانی ها بناشو ساختن و یکی از دو " Obelisk " متعلق به هرم ِ بزرگ تو مصر که فرانسوی ها از جلوش بریده بودن ، یکیشو بردن پاریس ، دومیش و هم دادن به اینا !
obelisk

 ایا صوفیا

• یکشنبه 4 فروردین

صبح نقشه رو برداشتم و رفتم پذیرش ِ هتل ! گفتم آقا ما کجا بریم و چجوری بریم !!!
نقشه رو باز کرد و شروع کرد توضیح دادن : اول میرین " Grand Bazaar " از اونجا هم " Topkapi ".
بازارشون مثل بازار تهران بود فقط خلوت ، تمیز و مرتب بود ! یه چرخ کوچیک تو بازار زدیم و رفتیم قصر !
Topkapi جایی بوده که 10-12 تا سلطان محل اسقرارشون رو قرار داده بودن. موزه جواهرات یه موزه بسیار جالب دینی هم اونجا بود شامل " تخته پاره کشتی نوح ، عصای موسی ، شمشیر حضرت علی و ... " . خیلی برام عجیب بود که همشون از ترکیه سر در آوردن !

/ 3 نظر / 7 بازدید
سودی یشم سیاه

سلام خیلی پسر حرف گوش کنی هستیها اما من منظورم سفرت نبود البته بهت گفتم جوابمو می دونی کی باید می دادی همون روزایی که تازه با وبلاگت آشنا شده بودم کی؟؟؟؟؟؟؟؟/ اگه گفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اما خوبه داری سفر نامه می نویسی خوندنی و جالب و آموزندس امروز از صب برام روز جالبی بود صب که ماشینو پس گرفتیم فهمیدیم قرار بوده دزدیده بشه واسه همون سالار که کارت ماشین نداشته ماشینو خوابونده بودن تا بره مدارک بیاره آخه دیشب تو قنات کوثر دقیقا 12 تا پر شیا ناپدید شده این جندروز تو این منطقه اتفاقای جالبی میفته اگه شد برات تعریف می کنم

سودابه

اگه شما همونی هستی که تو عکس این پست و پست پایین هستی پس چرا تو این عکس انقدر زشت هستی؟ شما تو پست پایین همون وسطی هستی نه؟ تو این عکس اخری زشت افتادی ببخشید ها نظرم بود

فرنی

در مورد این دو تا پست ترکیه فقط میتونم بگم باید برم حتما!