Rest in Peace bro...

میرم دانشگاه، گیر کردم تو انجام یکی از پروژه ها و وقت هم ندارم. میبینمش. با هم صحبت میکنیم، قدم میزنیم.

ازش کمک میخوام و قول میده برام چند تا مطلب بفرسته

خوشحاله که چند روز دیگه دفاع داره و فوق تموم میشه. تشویقش میکنیم برای دکتری

لبحند از رو لبش دور نمیشه

صبح میام دانشگاه، میبینم 3:30 صبح برام فرستاده، نوشته اونقدر گشتم تا برات پیداش کنم. خوشحال دست به کار میشم تا دوستم میاد....

" 6:30 پیداش کردن، از بالکن افتاده" دیگه نمیفهمم....

Arier Isaac

چند روز دیگه تولدت بود...روحت شاد پسر

/ 5 نظر / 19 بازدید
احسان

اسرار ازل را نه تو داني و نه من اين حرف معما نه تو خواني و نه من هست از پس پرده گفتگوي من و تو چون پرده بر افتد نه تو ماني و نه من

sanaz

yani chi az balkon oftade!!!!!

مترجم جوان

سلام کسری جان رفتنه دوستتو بهت تسلیت میگم[ناراحت] چرا دیگه به ما سر نمیزنی [افسوس]

باباشاه

تلخ بود... به سبک خودشون خدا بیامرزدش...