پ.ن. جاده چالوس

دیروز هم مثل چند تا جمعه اخیر من و مهدی صبح رفتیم مغازه تا بریم کوه.
چون فقط خودمون بودیم تصمیم گیری رو به همون روز انداخته بودیم ! رضا خواب بود و یه جورایی با کتک بیدار شد33.gif
خلاصه قرار این شد که به جای عمودی بالا رفتن ، یکمی هم افقی حرکت کنیم ! بنابراین پیش به سوی جاده چالوس !04.gifchase.gif
خلاصه بگم براتون که 8 راه افتادیم و 15 دقیقه بعد رسیدیم کرج سر ِ جاده که دیدم ای داد صبحانه نخوردیم هنوز ! چه بد . معمولا این جور مواقع حس بینایی از سایر حواس بهتر کار می کنه113.gif و بقیه ماجرا :
کله پاچه
ساعت 10 رسیدیم اونجایی که در نظر داشتیم ، زیر درخت و کنار رودخونه.
بساط چایی و قلیون و . . . !Ghelyon.gif
چایی و فلیون
ساعت 11 هم جوجه کباب و بعدش هم چایی رو آتیش ، ساعت 2 هم خونه بودیم !
در کل صفایی کردیم و حالی داد.



 

/ 3 نظر / 20 بازدید
میرا

همیشه به گردش . مگر تو یک جایی بری که این وبلاگ بیچاره را آپدیت کنی

فرنی

طبق معمول همیشه این ور و اون ور گردیت براه بوده... ... انقده قلیون نکش، خوب نیس!