یه شب کویری

ظاهرا این قصه سر دراز دارد !

آدما خیلی جالبن ! ما همه دوست داریم به آرامش برسیم ، ولی روش هامون فرق داره .

بعضی ها وقتی محبت عرضه می کنن به آرامش میرسن ، بعضی ها هم با تبدیل کردن زندگی بقیه به جهنم ، به آرامش می رسن .

از من که گذشت ولی این راهش نیست !

از من میشنوین سعی کنین به کسی قول های سخت ندین . به قول یکی از دوستام لذتی که در انتقام هست در هیچ چیز دیگه ای نیست ولی وقتی ازت میخوان ببخشی و فراموش کنی چون قول دادی ، فقط باید گذشت .

داستان این طرف هم همون خاله خرسه هست که آدم میکشه میگه قصدم خیر بود و کمک به خودت !

بگذریم . . . جای همه خالی جمعه هفته گذشته رفته بودم کویر :

متاسفانه  امکانات و زمان بندی تور بد بود ولی بازم شد از حضور تو یک جمع صمیمی و قشنگ لذت برد .

همیشه دوست داشتم تجربه بودن تو شب کویر رو داشته باشم . شب که همه خوابیدن ، من بودم و آتش و آسمون بالا سرم که واقعا از ستاره سفید بود ، نخوابیدن تا صبح کنار آتش و تو اون سرما واقعا تجربه جالبی بود.

و صبح قدم زدن رو تپه های شنی و دیدن طلوع آفتاب و چایی روی هیزم کویری !

اینم دوست جدید من !!!!

 

/ 4 نظر / 26 بازدید
الناز

اين دوست جديدت چقدر بهت مياد ( شباهت و اينا)

يکی

تو خيال اپ کردن نداری؟

الناز

به قول اون يکی تنبل چرا آپ نمی کنی؟

فرنی

فکر نکنم آدم با انتقام و جهنم کردن زندگی مردم، به آرامش برسن، آرامش کاذب البته چرا، که تهش منتهی میشه به جهنم شدن زندگی خودش... هر کی یه طور به آرامش می‌رسه، اما در نهایت این مسیرهای مختلف برای رسیدن به آرامش واقعی، منتهی میشه به یه نقطه مشابه! ... کویر خیلی آرووم غریبه، دلم میسوزه یه وقتایی واسش! ولی دوس ش دارم زیاد! حتما باید برم یه بار! ... چه حالی کردی اون شب تو کویر زیر یه آسمون صاف، غنیمت بوده! ... دوست جونت چه دوست داشتنیه! ...