نمیدونم عنوان نداره !

اینجا تهران است و این پست رو با لپتاپ جدیدم مینویسم !از خود راضی

پارسال اواخر ماه رمضون بود که با یانا آشنا شدم، wow !آخ باورم نمیشه. اگه پارسال همین موقع ازم میپرسیدی که تا آخر سال برنامت چیه میگفتم " احتمالا یا میرم مالزی یا میرم پیش رییس قبلیم عسلویه! قراردادم تا آخر مهر بود و واسه بعدش کلی نقشه کشیده بودم. اونقدر همه چی خوب و آروم بود که نمیدونستم چی کار بکنم!چشم خب شلوغش کردم دیدم که چی از آب در اومد ! حالا بعد از 1سال و این همه بالا پایین پریدن و پدر رفیق رفقا رو در آوردن دوباره همه چی آرومه من چقدر بی کارم! خدا بهتون رحم کنهمژه

اونقدر اتفاقات خوب همش داره میفته که من همیطوی نیشخندبا نیش باز نظاره گر هستم! طی سفرهای استانی که رفتم این چند وقت و آمار چندتاشو دادم آدم هایی رو دیدم که مثلا 3سال بیخبر بودیم از هم و حالا میگن " کسری! چقدر بزرگ شدی، فهمیده شدی! رفتارت تغییر کرده پخته شدی " !!!! مامانم اینا!خجالت خلاصه دوستهای قدیمی و کلی دوست جدید داره ظاهر میشه. حتی با غزاله که 2-3 سال قبل سر یه سوء تفاهف مسخره دعوا کرده بودیم دوباره دوست شدم. یه تیم شدیم (غزاله، پیوند، پگاه، پروانه و علیرضاو ...) و همه تأتر های روی صحنه رو رفتیم و کلی کافه جدید کشف کردیم !عینک

یه خبرها و زمزمه هایی هم شده با یکی!قلب نمیگم کی از فوضولی بترکید اونایی هم  که میدونن (ساناز خانوم و داش رضا بخصوص با شما بودم) سوتی بدن خودشون میدونن !

راستی خانواده گرامی برگشتن از سفر! مدیونید اگه فکر کنید تو این مدت که من تنها بودم خونه دست از پا خطا کردم ! فقط هرشب کلی آدم خونه من بودن ! ( این که بد نیست مهمون نوازی من و میرسونه! ) و محبت دوستامو!) فقط هم یه بار مهمونی گرفتم به شرح زیر:

بازی های اسپانیا به شدت توسط من و رضا دنبال میشد و بازی با آلمان اونقدر ورجه وورجه کردیم از نفس افتادیم و دلمون خنک شد تیم مزخرف زشت  اه اه آلمان حذف شد. شب فینال هم سالار با آیدین خونه من بودن کلی جیق و فریاد کردیم وقتی اسپانیا گل زد فکر کنم همسایه ها بیدار شدن.هوراهورا

تنها خبر بد اینکه استاد سه تارم 2ماه میره نیستنگران من دق میکنم!( به جاش قراره فرت و فرت برم سفر) همین دیگه منتظر باشد بقیش و هفته دیگه که از سفر (الان نمیگم کجا) برگشتم میگم!

دوستون دارم، قررررررررربون ه همتون !ماچ

 

/ 14 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کاویان

منم خیلی خوشحالم اولیه هم خودم بودم

توت فرنگی

salam! enghad khondam k yadam raft chi mikham begam[نیشخند] khob avalin bari bod k miomadam, hey khondam hey khondam shayad dashtam lahzehaeeyo k ghort dade bodamo ba khondane harfaeye to tadaee mikardam.... shayad baz jorat kardam k bezaram ashkam jari she ... alan ye chizi b zehnam resid beramo badan biam begam vay che dast neveshtehaye ghashnagi ! are behtare beram...[ناراحت]

ماه بانو

دفعه اول که اومدم بلاگت برات نوشتم این زخمه و خوب می شه درست مثل تمام زخم های دیگه فقز نباید زیاد از درد بی قراری کنی. دیدی بزرگترها بهتر می دونن و هرچی می گن درست از آب در می یاد![مغرور] حالا خوشحالم که هم بزرگ شدی هم شاید دوباره عاشق شدی و هم شادی و امیدوارم شادتر هم بشی

heh

[گل]

سيكن دريان

تو مثل 15 ساله ها مي موني

شقایق

اگه پارسال همین موقع ازم میپرسیدی... یعنی سال 1388 ! [قهر] راستی رئیس قبیلت نه قبلیت ! [نیشخند]

سیندرلا

عزیزم تو کدومایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خب پارتی میگرفتییییییییییییییییییییییی

Massomeh

هر قدر هم محكم باشي يك نقطه يك نگاه يك لبخند يك عطر آشنا يك صدا از درون داغونت مي كند هر قدر هم محكم باشي...