یه چیزایی برای هیچ کس

** تازه نوشت !(بعدا اضافه شده )، من قبول دارم که از ادبیات نامناسبی واسه نظراتم استفاده کردم. از همه کسانی که بهشون برخورد عذر خواهی میکنم. روی صحبت من فقط کسایی بودن که نمیدونن رفتارشون و باید کنترل کنن ( همینطور خودم تو اینجا )

یادم میاد یه موقع شده بود وبلاگم مخاطب داشت، یعنی مینوشتم تا اون بخونه، البته زیاد طول نکشید. امروز که داشتم یادداشتهامو مرتب میکردم یه لحظه باد اون موقع ها افتادم. دورانی داشتما! الان واسه کی می نویسم ؟! هیچ کس ! دوباره برگشته به حالت یادآوری و مینویسم تا بعدا بونم چه حالی داشتم و می نویسم تا احساس این لحظه ها واسم بمونه.

Anyway ! خبرها از مالزی حاکیست من همچنان حالم خوبه! نسبتا خوب (واسه من که ایده آلیست حساب میشم و همه منو 0-100 میشناسن، نسبتا حرف عجیبیه !) خلاصه بد نیست. دل تنگی دوستام هنوز یه جاهایی تو دلمو میسوزونه ولی چه میشه کرد. باز دم بچه ها گرم با هرکی چت می کنم کلی امید میده و دلگرمی. علیرضا که زنگ میزنه تا 2روز شادم.

یه استادی دارم اینجا خیلی باحاله ! خودش 5ساله اومده Phd گرفته، ازدواج کرده و الان داره درس میده، هر بار منو میبینه میاد 3-4 دقیقه میشینه میگه همه چی خوبه؟ مشکلی نداری و اینا. میگه میدونم چی میکشی اولش سخته بعد بهتر میشه.

تو Msc ایرانی نیست! یه خوبی داره، کلی از آدمها منو تو دانشگاه به اسم کوچیک میشناسن خیلی جاها کارم راحت راه میوفته! دارم سعی میکنم یه کاری پیدا کنم یکم وقتم پر شه. دوباره شروع کردم ورزش کردن و پایین آوردن وزن، شدم 68 کیلو! ولی اینبار از بلایی که یانا سرم آورد نیست که به حال مرگ باشم، کلی بدن سرحالِ. فقط دلم کوه میخوتد که تو این خراب شده پیدا نمیشه. اگه برگشتم ایران هر روز صبح میرم کوه!

رابطه آدمها اینجا خیلی عجیبه، نمیدونم شاید چون من ایران خیلی راهت بودم این پیچیدگی رو نمیدیدم یا اصولا اونجا فرق داشت. میگن برو دوست پیدا کن! دلم دوستای قدیمیمو میخواد.

دلم فرزام و میخواد که واسش فرق نداره ساعت 18 یا 4 صبح تا بشینه به درد دلم گوش بده.

دلم علیرضا رو میخواد که منو ببره کافه هنر و نصیحت کنه شاید آدم شم! احسان که نه گفتن تو مرامش نیست و . . .

شاید هم به خاطر سن باشه . دقت که میکنم دوستی های من 8-9 ساله هستن و من الان تو 28 سالگی با اون تجربه ها، خیلی بیشتر منفی ها رو میبینم تا مثبت هارو. دلمو فعلا خوش کردم به 2-3 نفری که میشناسم (نمیگم دوست چون واقعا نمیدونم هنوز تعریفشون از دوست با من یکی هست یا نه)و دیدارهایی که شاید ماهی 2بار (اگه خوش شانس باشم) پیش بیاد.

هنوز خودمو اینجا تو حالت مجبور شدگی میبینم! یعنی اومدم یه کاریو شروع کردم و حالا دلم بخواد یا نه مجبورم ادامه بدم! واقعا دلم میخواد ببینم روزی میرسه از اینجا خوشم هم بیاد ؟!

** مطالب زیر نظر شخصی من ِ از چیزایی که دیدم، مخاطبم یه عده خاص هستن وگرنه اونایی که منو میشناسن میدونن...

دلم یه وقتهایی میسوزه از چیزایی که میبینم ( البته همیشه میسوزه، بعضی وقتها بیشتر) ، یه نمونش شبِ 23 بهمن بود.

سفارت به مناسبت 22 بهمن یه برنامه رایگان داشت که قرار بود محسن یگانه هم چند تا آهنگ اجرا کنه . اینم مصادف شده بود با اعلام راهپیمایی 25 بهمنِ سبزها و چون تو مالزی فعالیت سیاسی تعطیل هست "مثلا سبزها" ریخته بودن تو سالن.

چرا میگم مثلا سبزها ؟ آدم هایی که من دیدم میشه گفت 80% چند ساله اصلا ایران نرفته بودن! ندیده بودن چی شده بود و تنها مرجعشون اخبار بوده! قبول دارم برنامه رسما مزخرف بود! ولی اینا هم زیادی شلوغش کردن. آره جاهایی که مجری با اون صدای نکره شروع میکرد خوندن تا صدای شعار دادن مردم کم شه منم دوست داشتم فقط خفه شه! ولی وقتی یه سری از دانش آموزها رو برای اجرای سرود آوردن و جمعیت شروع کرد به هو کردن اصلا خوشم نیومد. تقصیر اونا چی بود؟ حتی وقتی موقع رفتن از روی صحنه چند تاشون دستشونو با علامت V بالا آوردن ولی صدای جمعیت تغییری نکرد دلم سوخت . یعنی اینا اومده بودن فقط یه شلوغ کاری بکنن ؟ فکر نمیکنم اصلا براشون مهم باشه کی اون بالاس! یا کدوم طرفیه!

محسن یگانه که اومد رو صن، یه نفر داد زد " خواننده جیره خور نمیخوایم ". بعد خودش خفه خون گرفت شروع کرد با آهنگ قر دادن و فیلم گرفتن و چند تا گوسفندِ دیگه شعار اونو ادامه دادن! این قضیه اول هر 3 آهنگ تکرار شد.من نمی فهمم! اگه بده، چرا فیلم میگیری باهاش میخونی میرقصی ؟! اگه خوبه چرا فحشش میدی؟

تازه، مگه این همه خواننده و بازیگر سینما و تاتر تو ایران از دولت حقوق نمیگیرن ؟! مگه تو تهران ما کنسرت نمیرفتیم؟! واقعا بی انصافی بود. همون اینا باید 200 رینگت پول بدن تا بشینن مثل آدم آهنگ و گوش کنن!

واسه محسن یگانه که جوونه و اولین باری بود که مالزی برنامه داشت، خیلی بد بود. دست پاچه شده بود. معلوم بود که با کلی ذوق اومده و بد حالش گرفته شده. به این کارا اعتراض نمی گن، میگن هرج و مرج طلبی ! آره دلم خیلی پره ! آهنگ هاشو دوست دارم، با خیلی هاش زندگی کردم و این مسخره بازی باعث شد اجرا نیمه تمام بمونه و تنها چیزی که نصیب من شد بعدازظهر یکشنبه ای بود که کلی منتظرش نشسته بودم، نقشه چیده بودم و خوب طبق رسم همیشگی دنیا ، ر...ه شد بهش!

/ 23 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ژولیا

[لبخند] مرسی

آقای کسری من اصلا از این حالت ایران خوشم نمیاد از این حالتی که تو گذار فرهنگی هستیم نمیدونیم کدوم وریم .گذار از چیز های سنتی و تا حدودی مذهبی به حالتی اروپایی. که تو این بین اگه آدما سوتی میدن افراطی بازی در میارن عذرشون موجه هست . این یعنی نا هماهنگی بلاتکلیفی . یه چیز دیگه تو این بلا تکلیفی همش میگن تقصیر جنس مونث بوده.در صورتی که مشکل مردها ایرانی هستن.

yana

sz man ghol nasaz kasra. wordpress filter shode to iran ama man haunja up mikonam baraye kasi neminevisam ke baraye khodame .

یک دوست

سلام.می خواستم به عنوان یه دوست یه پیشنهادی بکنم.بعضی از ادم ها مادر زاد مریض هستند.حیف که نوشته های قشنگت را همه می خونن و احساسات پاکی که توی این نوشته ها است را نمیبنن و قصد شان فقط تخریب این نوشته ها است.

نگفته بودی که داری میری. لا اقل یه خداحافظی بلاگکی می کردی که حالا نسام دهنم باز بمونه.[ناراحت] در ضمن شما اگر بنویسید ما مصل سابق می یایم می خونیم و اینا[پلک]

اعتراض

تو خیلی رویایی هستی پسر...مثه آنشرلی میمونی..بابا یکم مرد باش جنم نشون بده

-----

هنوزم دوسش داری؟[متفکر]

-----

منظورم یانا بود؟[شیطان]

استالین بچه شاخ

بابا دست از سر کچل مرده منم بر نمیدارین؟؟ کسری جون با ما هم آره شومبوسگولی؟؟ جلل خالقون!......