الموت - قله سیالان

الموت به 2000

طبق معمول نوشتن خاطرات خیلی شیرین برام سخته چون واقعاً نمیشه همۀ اون احساسات رو بیان کرد و فقط میشه با یادآوریشون از ته دل لبخند زد.

دوست داشتم تا وقتی کارن ایران ِ یه کوه باهم بریم و دنبال برنامه مناسب می گشتم تا اینکه باخبر شدم گروهی که باهاشون میرم سفر برای تعطیلات 26-28 تیر بر نامۀ کوه پیمایی 3 روزه دارن.

همه کارها رو انجام دادم ولی کارن به خاطر مسابقات نتوانست بیاد و قرار شد من و دوستم بریم.ناراحت

* صبح 4 شنبه ساعت 5 میدان آزادی جمع شدیم و 5:30 به طرف قزوین - الموت حرکت کردیم . ساعت 11 بعد از عبور از معلم کلایه و روستای کوچه نانساعت 13 ماشین ما رو روبروی تاسیسات هسته ای پیاده کرد و رفت.

 

صعود رو به مقصد ارتفاع 4150 متری (قله سیالان ) و شب مانی در کنار تاسیسات مخابرات شروع کردیم. تو راه با 2-3 گروه از عشایر و کوچ نشینها هم برخورد کردیم و بهمون "سرشیر" ی دادن که ازش روغن میچکید و از بوی پونه معطر بود. ساعت 4 برای نهار توقف کوتاهی داشتیم و دوباره راه افتادیم.

از ساعت 9 تا 23 زیر آسمون ِ روشن از مهتاب ِ شب 14 ، کوه نوردی شبانۀ به یادمودنی رو هم تجربه کردیم تا رسیدیم روی یک تپه مسطح در ارتفاع 3800 متری . شام خوردیم و کیسه خوابها رو پهن کردیم ( از چادر خبری نبود !!! ) .

* ساعت 7 بعد از صبحانه به سمت قله "سیالان" راه افتادیم ، چون حال 2 تا از بچه ها خراب شد ، تا خود قله نرفتیم و از یه گردنه پایین تر رد شدیم به طرف "هزارچم" . ساعت 16 به جنگل "هرتنگ" رسیدیم و طرفهای ساعت 21 در سمت دیگر جنگل شب رو کنار آتیش در یک کلبه ساخته شده تو دل کوه به صبح رسوندیم.

صبح با صدای دل انگیز خرس ! بیدار شدیم و راهی دشت سرسبز " دریاسر" شدیم . ساعت 13 به اسل محله رسیدیم و از جاده 2000 رفتیم شهسوار.

دریا ! تقریبا 1 ساعت کنار دریا بودیم و ساعت 16 به سمت تهران حرکت کردیم. ماشین تو کرج یه تصادف کوچیک کرد و ما با چند ساعت تأخیر ، ساعت 1 تهران بودیم.

سفر خوب و جالبی بود مخصوصا اینکه من برای اولین بار یه کوه نوردی نیمه حرفه ای رو تجربه می کردم. البته با حضور دوست ِ بسیار عزیزم ، برام به یک خاطره خوب هم تبدیل شد.

 

/ 9 نظر / 54 بازدید
شکلات تلخ

ورود به تیم کوهنوردی شما آزاد یا نه ؟؟؟ شرایطش چیه ؟؟[سوال]

محی!!

چقدر دلم از اون سر شیرا میخواد...یادم که نمیره همون یه کاپشنی هم که داشتی ازت گرفتن[خنده].......

محی!!

نوشته هات این دفعه خیلی گزارشی بودن!!اتفاق جالبی نیافتاد؟...چرا سانسور میکنی کلک؟؟!![نیشخند]

سودی یشم سیاه

سلام با محی عزیز موافقم این چه سفر نامه نویسی بود فقط معرفی مناطقی که دیده بودی با زمانش بود هیچ حسی هم نداشت مگه مجبوری بنویسی خاطرات قشنگ رو آدم نگه میداره تو دلش اینو یادت باشه میای یشم سیاه به مشکل برخو ردم راستی یه چند تا از این حرفایی که موقع بغض و ناراحتی می گی برا بفرست

شکلات تلخ

این شرایطی که گفتی باید به تایید چه کسی برسه؟؟؟

شکلات تلخ

این که این شرایط رو دارم یا نه خودم نمی دونم مخصوصا در بخش قدرت بدنی اما میشه امتحان کرد. نمیشه ؟؟[چشمک]

علی رشوند

سلام بنده الموت تبارم و با سیالان بزرگ شده ام کتاب بنده به نام سیالان به تازگی چاپ شده است حتما بخونید ای فاتحان سیالان

علی رشوند

سلام باتشکر از زحماتتون درمورد معرفی قله سیالان

فرنی

کلا خیلی خوبه این کوه رفتنا، مخصوصا که همراه شیم با کسایی که برامون عزیزن! حتی اگه اون عزیز خودمون باشیم!