بی بازگشت !!

وقتی یه مسافتی رو میدویم ، به نفس نفس که میفتیم ، برمیگردیم و راهی که اومدیم و نگاه می کنیم . . .

الان دارم میبینم ، خیلی عجیبه دقیقا وقتی احساس میکنی همه چی داره خوب پیش میره و تحت کنترلِ ، یهو از چپ و راست رو سرت می باره.

یادم میاد 2-3 هفته پیش بود داشتم با خدا صحبت میکردم : " چند وقته هر چی خواستم بهم دادی ، میدونم که حالا باید جواب بدم" ، منتظر بودم که امتحان بدم ولی بازم یکم جا خوردم.

راضیم ، با همه دلتنگی که یهو سراغم میاد ، با همه پرسه زدن های تنها تا آخر شب ، بازم راضی ام ، حداقل الان میفهمم و میبینم .

دیروز داشتم فیلم Layer Cake رو میدیدم ، میگفت تا وقتی یه نقشه میکشی و بهش عمل میکنی ، همه چی خوب پیش میره ولی به محض اینکه فکر میکنی تموم شده و یه نفس راحت میکشی ، بدترین اتفاق ممکن سرت میاد ! جالب بود.

کارام تو شرکت داره جدی میشه ، بهم مسئولیت میدن و نتیجه میخوان . انگار نه انگار من فقط یک ماهِ که اونجام ! البته یکی از جذابیت های شغلم سفرهای کوتاه و بلند کاریه ، از حرکت لذت میبرم.

گوش شیطون کر بالاخره بعد از ۲ماه میخوام جشن تولد بگیرم ! درسته که انگیزه گرفتن مهمونی همونی بود که تو ۲ هفته اومد و رفت ، ولی مهمونی رو میگیرم چون الان خودم دوست دارم !

* هر بلایی سرم بیاد حق ندارم یک قدم عقب بشینم ، قول دادم و پاش می ایستم ، حق ندارم نا امید بشم حتی به سرم آتیش بباره.

** هنوز دارم از زندگی لذت میبرم ، هنوزم با دیدن یک فیلم میخندم و گاهی اشک میریزم . فکر میکنم و می نویسم . پس هنوز زندم !

/ 2 نظر / 8 بازدید
الناز

سلام خیلی خوبه که دیگه ضعف از خودت نشون نمی دی. بالاخره تونستی وایسی.درسته که گاهی بادای سخت آدمو خم میکنه اما مهم اینه که به خاک نیفتیو بتونی دوباره راست بایستی و خوشحالم که تو تونستی این کارو بکنی. راستی راحت رو این جوری می نویسن نه اینجوری : راهت کلمه دوم این جمله رو هم معنی کن:از جرگت لذت میبرم. این جور که تو نوشتی فکر کنم منم هنوز زنده ام. خوش باشی

فرنی

حرف بزن با خدای خودت، وگرنه کم نیاری یه جایی! دوسش داشته باشی دوست داره بی شک! ساخته شدی واس همین جا خوردنا اما جا نزن! به افتخار بودنت و تولدت جشن بگیر! چه خوشمزه شده زندگیت!